امید کردستانی مدیر ایرانی گوگل google زندگینامه پیر امیدیار ایرانی موفق و موسس ebay
جوان کارآفرین موفق ایرانی که از تراوین پولدار شد میلیاردرهای ایران چه کسانی هستند ؟!

اسدالله عسگراولادی از بزرگ ترین تجار خشکبار کشور در مطلبی روایت موفقیت اقتصادی خود را این گونه بیان کرده است:
برچسبها: میلیاردرهای ایران؛اسدالله عسگراولادی

دانلود شماره اول و دوم مجله کارخانه تبدیل فکر به ثروت در ادامه مطالب
برچسبها: ماهنامه کارخانه تبدیل فکر به ثروت
هفته نامه بريتانيايی ساندی تايمز فهرست ساليانه خود در مورد ثروتمندترين افراد بريتانيا را منتشر کرد.
آن گونه که ساندی تايمز نوشته، ثروتمندان بريتانيا در يک سال گذشته سی درصد به ثروتشان افزوده شده و چنين افزايش ثروتی در شانزده سالی که اين هفته نامه به انتشار فهرست ثروتمندان می پردازد بی سابقه است.


کاظم قلم چی، متولد دی ماه سال 1334، تهران-میدان خراسان. یک برادر دارد. مادر و خاله های قلم چی فرهنگی بودند، کاظم قلم چی زیاد از پدر خود که حدود 30 سال از او دور بوده صحبت نمی کند و بیشترین تاکید وی بر روی نقش مادرش در زندگی اوست، قلم چی می گوید یکی از دلایل مهمی که وارد حوزه آموزش شده است شغل مادر او، یعنی معلمی بوده است.
او از شرایط بد اقتصادی خانواده در سنین کودکی تا نوجوانی می گوید و اینکه از کلاس چهارم ابتدایی مجبور به کار شده و در سه سال آخر دبیرستان ترک تحصیل کرده است. طی دوره تحصیلش در حدود 13 مدرسه درس خوانده و در نهایت در رشته ریاضی فارغ التحصیل شده است. در حال حاضر بنیانگذار بنیاد قلم چی یک پسر و یک دختر به نام های پندار و پرستو دارد که یکی در رشته کامیپوتر تحصیل می کند و دیگری در مقطع دوم دبیرستان. جالب آنکه فرزند کاظم قلم چی خود در دبیرستان دولتی تحصیل می کند.

شما که برای براورده کردن بسیاری از نیازهای روزانه خود در فضای وب، دست به دامن موتور جستجوی گوگل می شوید آیا می دانید مدیر ایرانی گوگل یک ایرانی است
و کسی است که گوگل را به این ثروت و قدرت رسانده است
معروفترین و محبوبترین بخش گوگل در تمام دنیا، موتور جستوجوی آن است و با وجودی که موتورهای جستوجوی دیگری نظیر موتور یاهو، بینگ و. .. وجود دارد، به خاطر سرعت بالاتر و جستوجوی کاملتر، بیشتر کاربران به گوگل تمایل دارند. اعداد و رقمهای نتایج جستوجوی گوگل آنقدر عجیبوغریب و نجومی هستند که هیچ موتور جستوجوی دیگری نتواند با آن رقابت کند.
در کمتر یکدوم ثانیه، یعنی چیزی نزدیک به یک چشم به هم زدن میتواند ۳/۱ میلیارد صفحه را برای شما جستوجو کند و نتایج مورد نظر شما را نمایش دهد. در گوگل، روزانه ۱۰۰ میلیون بار جستوجو انجام میشود.
|
|
انوشه انصاری در سال ۱۳۴۶ خورشیدی، در ایران به دنیا آمد. تا سن ۱۶ سالگی در وطن زیست و سپس به همراه خانوادهاش به ایالات متحده آمریكا هجرت كرد. سالهای پایانی دبیرستان را در آن كشور گذراند و سپس برای اخذ مدرك كارشناسی در رشته مهندس الكترونیك و علوم كامپیوتر وارد دانشگاه جرج میسون شد. انوشه بعد از پایان موفقیتآمیز دوره لیسانس برای كسب مدرك فوقلیسانس خود وارد دانشگاه جرج واشنگتن شد و مطالعات خود را در این دانشگاه ادامه داد. پس از اخذ مدرك كارشناسی ارشد در رشته مهندسی الكترونیك، انوشه برای كار به سراغ شركتهایی چون MCI و COMSAT رفت و پروژههای موفقیتآمیزی را در آن شركتها به سرانجام رساند. او چندین مقاله و دو پاتنت برای كار روی "عملگرهای اتوماتیك" و "گرههای یك شبكه بیسیم" دارد.او در حال حاضر مشغول طی كردن دورهای در دانشگاه سوئینبورن میباشد تا بتواند دومین مدرك كارشناسی ارشد خود را در رشته ستارهشناسی دریافت كند. |
در سال ۱۹۸۸ از دانشگاه Tufts University در رشته کامپیوتر فارغ التحصیل و در یک شرکت بعنوان برنامه نویس سیستمهاى Macintosh مشغول کار شد.
سپس در یک شرکت وابسته به Apple بنام Claris مشغول کار شد.
در سال ۱۹۹۱ در تاسیس یک شرکت نرم افزار همکارى کرد. این شرکت سپس به eShop تغییر نام داد . eShop در سال ۱۹۹۶ توسط شرکت Microsoft خریدارى شد.امیدیار سپس به شرکت General Magic که توسط Apple حمایت می شد پیوست.
Pez یک نوع شیرینى است که معمولا در یک ظرف کوچک پلاستیکى به شکل عروسک قرار میگیرد و برای آنکه شیرینى از آن خارج شود باید سر عرسک را به پایین فشار داد.
۱- خوب اولین سوالم رو می خوام درباره پول های الکترونیکی بپرسم، که اصلا چند نوع هستن و هر کدوم چه خصوصیاتی دارند ؟
هر کاربری در اینترنتی برای دریافت خدمات و خرید محصول، نیاز به پرداخت اینترنتی خواهد داشت. برای پرداخت هم سه راه پیش رو دارد:
۱- استفاده از Debit Card
2- استفاده از Credit Card
3- استفاده از Prepaid Card
Debit Card مشابه کارت های بانکی ما هستند (کارت بانک ملی و ملت و …) از این جهت که این کارت ها به حساب بانکی متصل هستند و صاحب کارت فقط به میزان موجودی حساب بانکیش حق برداشت از کارت را خواهد داشت؛ برداشت می تواند از طریق دستگاه pos – atm و یا درگاه پرداخت اینترنتی انجام شود.
البته ممکن است بانک صادر کننده کارت محدودیت هایی تعریف بکند و به شما اجازه برداشت تمام موجودی کارت را ندهد برای نمونه کارت های عمده بانک های ایران حق برداشت دویست هزار تومان پول نقد از دستگاه atm را به شما می دهند و یا اجازه انتقال وجه سه میلیون تومانی در روز از دستگاه atm را به کاربران خود می دهند (فرقی نمی کند حتی اگر شما چند ده میلیون تومان در حساب بانکی خود سپرده داشته باشید)
Credit Card مشابه کارت های طرح حکمت ما هستند از این جهت که تمام ویژگی های Debit Catd را دارند ولی صاحب حساب می تواند به میزان اعتبارش نزد بانک از کارتش برداشت داشته باشد. به عبارتی صاحب کارت نیاز ندارد برای برداشت در حسابش موجودی داشته باشد و خواهد توانست خریدها و برداشت های خود از کارت را پایان ماه به بانک پرداخت نماید.
Prepaid Card یا کارت های پیش پرداخت؛ مشابه کارت هدیه بانک های ایران هستند. یعنی شما یک کارت با مبلغ مشخصی را می خرید و از آن امکان برداشت معادل موجودی کارت را خواهید داشت. تفاوت عمده آن با دو نوع دیگر، متصل نبودن این کارت ها به حساب بانکی است.
لازمه اینجا توضیحی در مورد کنسرسیوم ویزا و مستر بدم! ویزا و مستر همان شتاب ما هستن که به صورت بین المللی فعالیت می کنند. خوب اصلا شتاب چکار میکنه؟
من جواب این سئوال را با مطرح کردن یک سئوال دیگه شروع میکنم! وقتی یک بانک مدعی است کارت ما عضو شبکه شتاب است و یا یک موسسه مالی و اعتباری میگوید کارت ما عضو شبکه شتاب نیست، چه تفاوتی بین کارت هایشان وجود دارد؟
کارتی که عضو شبکه شتاب باشد به شما اجازه می دهد از تمام دستگاه های atm و pos ها و درگاه های اینترنتی متصل به شتاب پرداخت یا برداشت انجام دهید.
اما کارت هایی که عضو شبکه شتاب نیستند تنها در دستگاه های atm و pos های همان بانک قابل استفاده هستند.
ویزا و مستر هم همین قابلیت را فراهم می کنند. کارتی که به شما توسط بانک داده می شود (چه Debit و چه Credit) اگر دارای لوگوی ویزا و مستر باشد؛ کافی است به دنبال ATM , POS , online payment gateway هایی بگردید که لوگوی ویزا یا مستر روی آن درج شده باشد. به عبارتی شما محدود به استفاده از روش های پرداخت و برداشت ارئه شده از بانک صادر کننده کارت خود نیستید. در این شبکه تبدیل ارز نیز صورت می گیرد و می توانید با کارت صادر شده از MKB بانک مجارستان در بنگلادش، تاکا از دستگاه atm برداشت نمایید.
به فاصله چند لحظه جایگاه خودتان را در بین سرمایه داران جهان خواهید دید
جالب است بدانید که اگر شما زیر یک میلیارد باشید تا ششصد میلیون در ایران به لحاظ مالی در حد متوسط به بالا می باشید من چندمین پولدار دنیا هستم



خیلی ها موفقیت را داشتن موقعیت شغلی مناسب و برخورداری از رفاه کامل می دانند ، اگرچه بسیاری ثروتمند بودن را به عنوان نوعی ارزش، شاید شبیه به موفقیت نمی دانند، اما در بسیاری از کشورهای دنیا چنین است. از همین راهروی فکری هم هست، که ثروتمند ترین مردان و زنان دنیا، آنجا که سامانه مالیاتی درستی هم وجود دارد، با افتخار سر خود را بالا می گیرند و از ثروت مشروعی می گویند که البته قانونمد و شفاف به دست آمده است و کم نیستند لیست های ثروتمند ترین افراد یک کشور یا جهان که در نشریات مطرح می شوند.
در “ایران سال ۱۳۸۹ “اما ، موضوع مثل خیلی از مقولات دیگر متفاوت از دنیاست. در اینجا، پولدار بودن همان است که در «به کجا چنین شتابان؟» و «دارا و ندار» نشان داده می شود ؛ اگرچه این سریال محصول ماه های اخیر است، اما فیلمنامه آن در ذهن بسیاری از افراد جامعه ما از خیلی سال ها پیش نقش بسته است. سال هایی که گنج قارون ساخته شده بود.
بر اساس این تفکر است که: «اولا پولدار ها خبیث هستند و هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند. ثانیا، پولدارها معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر این را هم نداشته باشند، حتما از حرص پول سکته می کنند. بچه هایشان هم که اگر ایدز نداشته باشند(که این ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بندوباری است) حتما معتاد و الکلی هستند.»
با این پاراگراف کوتاه، چه کسی حاضر می شود بگوید من ثروتمندترین ایرانی هستم؟ بهتر آنکه چیزی رو نشود. از طرف دیگر هم، خانواده ۸ نفری که نان شب شان به زحمت در می آید، پای تلویزیون ال سی دی قسطی(وارد شده توسط یکی از آن ثروتمندان ایدزی) بنشینند ، وقتی که نوک پاهایشان به خاطر تنگی جا به هم می خورد، ۵۰۰ تومان تخمه آفتابگردان بشکنند و به عاقبت ثروتمندان بدبخت نگاه کنند و خدا را هزار مرتبه شکر کنند که اگر پولدار نیستند و قسط خرید وسایل منزل و اجاره خانه و شهریه دانشگاه عقب افتاده و پول خرید گوشت ندارند و شیر یارانه ای گیرشان نمی آید و زیر کفششان هزار بار وصله شده، لااقل بچه هایشان ایدز ندارند، دست به قتل نمی زنند، از اعتیاد کمرشان نشکسته و…!
از بحث دور نشویم، به لطف سامانه های مالیاتی و مالی کشورمان ایران، دو دسته ثروتمند وجود دارند. دسته اول که همیشه هم بحث برانگیز بودند، رانتی هستند و زمین خوار و … اینها را کسی نه می شناسد، نه دیده، نه حساب هایشان معلوم است. لااقل ۵ سالی هم هست که اسمشان از نوک زبان، به بیان نرسیده و هنوز مردم منتظر شنیدن نامشان هستند و مدارک ثروت نامشروعشان.در ضمن وقتی نام شان از نوک زبان بزرگان به مقام بیان نرسیده، انتظار زیادی است که از قلم ما بچکد!
پس اجازه بدهید سراغ دسته دوم برویم، همان ها که ثروتمند هستند، اما شناخته شده اند و به خاطر شناخته شده بودنشان، مالیات می دهند. مالیاتی که کوچه های شهرمان را با آن اسفالت می کنند، صدا و سیمای مان را با آن می چرخانند و… برای پیدا کردنشان باید کمی بگردیم.
در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.
***
۱
- علاء میرمحمدصادقی: الان ۷۹ سال دارد و متولد اصفهان است. کسی که همه او را بهعنوان پدر گچ و سیمان کشور میشناسند.
اولین صندوق قرضالحسنه انقلابی را ۳۸ سال پیش در مسجد لرزاده تأسیس کرد.
او بنیانگذار سازمان اقتصاد اسلامی است که روزی قرار بود بانک خصوصی بازاریها باشد اما با تهدید به استعفای ۷ عضو کابینه دولت موقت، به محاق تعلیق رفت تا سرانجام در دولت احمدینژاد به بانک قرضالحسنه تبدیل شد.
میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.
۲
- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است. ۵۲ ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.
۳
- محسن خلیلیعراقی: مدیرعامل شرکت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.
رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد ۱۳۰۸ در تهران است.
۴-
شاهرخ ظهیری: حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس
هم می گویند ؛ پیشگام صنایع غذایی در کشور و بنیانگذار کارخانههای مهرام
است.
علاوه بر این، ظهیری ۸۰ ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.
سلطان سس ایران ، متولد تهران است.
۵-
مهدی جاریانی: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد
جاریانی بیفتید. جاریانی متولد تهران است و ۶۲ سال سن دارد. جاریانی مدیر
عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید
مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.
۶- علینقی خاموشی: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟
بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.
به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه
چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می
کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی ۷۱ ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت
فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته
است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره
شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی
مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم،
مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد
مستضعفان.
۷-
اسداله عسگراولادی: همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی
از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از
وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.
عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!
این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضای بنام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ
«حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب
نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر
شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.
۸-
فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید،
راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.
موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.
داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!
۹-
محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی ۵۲ ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر
شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و
مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت
بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان،
عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک
بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و… .
۱۰-
احمد امیراحمدی: ۷۱ ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف
کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای
است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد!
کشتیگیر قدیمی با گوشهای شکسته که بهعنوان پدر سرب و روی کشور شناخته
میشود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی
چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت
تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور
تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و… را هم یدک می کشد.
۱۱- تقی بهرامی نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد ۱۳۲۴ در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و … خورده،
احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر
خوانده فولاد کشور آشنا شوید! مؤسس چندین شرکت بزرگ فولاد و فعال این صنعت
است.
او موسس شرکت های گرو.ه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند،
کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک
اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره
شرکت کشتیرانی لنگر است.
۱۲-
محمد صدر هاشمینژاد: از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأتمدیره
همان بانک، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمیداند او
چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمانسازی و بازرگانی از بزرگان به شمار
میرود. صدر هاشمی متولد ۱۳۲۹ در شهر کرمان است.
۱۳- پدرام سلطانی: شخصی که با وجود جوان بودن بهعنوان یکی از بزرگان بخش خصوصی پتروشیمی معروف است.
۴۱ سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال،
عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و
پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات
فرآرده های نفتی ایران است.
۱۴-
علی شمس اردکانی: مدیرعامل یک شرکت بزرگ خودروسازی و از فعالین بنام صنعت
خودروسازی خصوصی در کشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند
خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو
هیات مدیره بانک مسکن در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره
شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی
هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی
ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم
و…. شمس اردکانی متولد ۱۳۲۲ در اصفهان است.
۱۵-
عباسعلی قصاعی: از بازماندگان خاندان بزرگ سرمایهدار قصاعی و از
بزرگترین فعالان صنعت چینی در کشور است. به سال۱۳۲۶ در نطنز به دنیا آمده و
تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی ۶۳
ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع
بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.
۱۶- محسن بهرامی ارض اقدس: از مدیران ارشد حیات نو و مشاور شهردار تهران را در کارنامه اش دارد.
بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت
داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم
داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت
صنعتی بزرگ است. ارض اقدس ۵۴ ساله است.
۱۷-
احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود. متولد کرج
است و حالا ۶۵ ساله شده. مدیرعامل شرکت بزرگ تأسیساتی سکو ایران است علاوه
بر این عناوینی چون: قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب
رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه
خیریه محک و… را نیز یدک می کشد.
۱۸-
مسعود دانشمند: ۶۱ سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده یک شرکت بزرگ حمل و
نقل دریایی است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن
دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود. البته از دور دستی هم
بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری و سفر و… دارد!
۱۹-
هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی ۵۸
ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان
فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان
سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.
۲۰-
اکبر برادر هریسچیان: تبریزی ۷۰ ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟
در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از
آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در
تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.
۲۱-
محمدرضا بهرامند: تهرانی ۶۱ ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را
مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران،
گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن
آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز
تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول
مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور
وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس
کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و… .
۲۲-
مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی ۵۳
ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز
تهران.
او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.
۲۳-
احمد ترک نژاد: درست ۵۰ ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال
های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان
گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس
هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت
توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان
اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در
کارنامه دارد.
۲۴-
محمدرضاجابر انصاری: ۶۱ ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت
های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان،
ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری
ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان،
آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و
تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران،
بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و… را یدک می کشد.
۲۵-
غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، ۶۶ ساله است و
عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی،
مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد
معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل
تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و… را
یدک می کشد.
۲۶-
محمدرضا حیدری: درست ۶۰ ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه، رئیس هیات
مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و ۵۰عضویت در هیات مدیره بیش
از ۵۰ شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.
۲۷- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، ۵۶ ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .
۲۸-
جمشید عدالتیان شهریاری: ۵۵ ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر،
تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست
منطقه ۷ کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی
پدیده دیناوند است.
۲۹- فرهاد فزونی: تهرانی ۶۳ ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.
۳۰- توفیق مجد پور: تبریزی ۶۰ ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.
… و البته میلیاردرهای ایران به همین فهرست ختم نمی شوند.

چندی پیش در سایتهای خبری فهرستی از میلیاردرهای ایرانی منتشر شد؛ فهرستی که سی ثروتمند ایرانی را به همه معرفی میکرد. در این فهرست سی نفره تنها نام یک زن به چشم میخورد؛ سیده فاطمه مقیمی۵۲ ساله.
او در این فهرست با یک رتبه پائینتر از اسدالله عسگر اولادی هشتمین میلیاردر ایرانی و ثروتمندترین زن ایران معرفی شده بود.
او رئیس یک شرکت حملونقل بینالمللی و رئیس شورای بانوان بازرگان، اتاق بازرگانی تهران است. سمتهای دیگری هم دارد و چند سالی هم در انجمن زنان مدیر کار آفرین فعال بوده است. اما بیش از همه این سمتهایش خود را یک کار آفرین میداند.
او از تبعات اعلام میلیاردر اعلام شدنش سخن میگوید و از تماسهایی که بعد از انتشار این فهرست با او گرفته شده تا برخی از دوستانش که بعد از اعلام این خبر برای همیشه ارتباط شان را با او قطع کردهاند:
خانم مقیمی بالا خره جزو ۱۰ میلیونر ایرانی بودید یا ۱۰ میلیاردر ایرانی؟ خبرهای ضد و نقیضی در این باره منتشر شده است؟
من فکر میکنم میلیون عدد پائینی است و دیگر بیشتر اقشار جامعه یک میلیون تومان را دارند و بنابراین همه میلیونرند. اما درباره میلیاردر بودن، با توجه به اینکه هر کدام مان بیست سی سال است کار میکنیم و حداقل یک آپارتمان صد و پنجاه متری وسط شهر داریم که ارزش آن بر اساس محاسبات بازار حدود یک میلیارد هست. پس همه مان در این رده میلیاردر هستیم.اما آن فهرستی که منتشر شد بحث دیگری بود که به میان آورده شد.

فکر میکنم هدف از انتشار این فهرست آن بود که میخواستند قبح اینکه افراد میلیاردر بودنشان را پنهان میکنند، بشکنند.
یعنی شما ثروتمند بودنتان را پنهان نمیکنید و برای همین است که در این فهرست قرار گرفتهاید؟
خیر- همه کسانی که در این فهرست قرار گرفتهاند فارغ از هر چیزی اعضای هیات
نمایندگان اتاق بازرگانی هستند. یعنی هر ۳۰ نفر عضو اتاق اند و حتی یک نفر
هم خارج از این اعضا در این فهرست معرفی نشدند.
به هر حال ملاکی برای انتخاب شما وجود داشته است و گرنه عضویت شما در اتاق بازرگانی به تنهایی که نمیتواند ملاک انتخاب تان به عنوان ثروتمندترین زن ایران قرار گرفته باشد؟
این موضوع و ارائه این فهرست کلا دوجنبه داشت اینکه از یک طرف خواسته بودند با انتشار آن افراد را خراب کنند. در قسمت ابتدای این فهرست از ثروتمندان بدگویی کرده بودند و بعد اضافه کرده بودند چون این افراد مالیات پرداخت میکنند و بر اساس میزان مالیاتی پرداختیشان طبقه بندی شدهاند.
یعنی پرداخت مالیات ملاک میلیاردر بودن افراد شمرده شده بود؟
نه من گفتم از پرداخت مالیات در این فهرست به عنوان یک گزینه مثبت حرف زده و گفتهاند آدمهایی به این شرح مالیات هم میپردازند یعنی از دوبعد مثبت و منفی فهرستی را تنظیم و اعلام کردهاند.
آن طور که من این فهرست را دیدم در کل نگاه منفی در آن وجود نداشت و فقط سی نفر از میلیاردرهای ایرانی را معرفی کرده بود. چرا فکر میکنید با انتشار آن خواسته بودند افرادی را خراب کنند ؟ شما از اینکه در این فهرست به عنوان یکی از ثروتمندان ایران معرفی شدهاید حس خوبی ندارید؟
نه منفی نبود. آن فهرست نگاه جامعه را به نوعی انعکاس داده بود و اینکه جامعه به ثروتمندان دید خوبی ندارد. اما من اصلا فکر نمیکنم پدیده ثروتمند یا میلیاردر بودن منفی است. اما خیلیها همان بخش ابتدایی این فهرست و توضیحی که درباره منش ثروتمندان داده بود را گرفتند و برداشت منفی کردند.
مگر ثروتمندان چه منشی دارند؟ آیا آنطور که فیلمها نشان میدهند واقعا پولدارها آدمهای بدجنس و فقرا آدمهای مهربانی هستند؟
صرف ثروتمند یا فقیر بودن افراد هیچچیزی را دربارهشان نشان نمیدهد. هیچ وقت نمیتوان گفت که حتما فقرا آدمهای مهربان و پولدارها انسانهای خبیثیاند. اینها کلیشه و کاملا اشتباهند. ثروت هم فقط یک فاکتور است، چه بسا که آن آدم ثروتمند آنقدر خوب بوده که خدا به کار و زندگیاش برکت داده است. من اصلا فکر نمیکنم که انسانها باید ثروتشان را پنهان کنند. نمیدانم چرا در جامعه ما این پدیده آنقدر رواج یافته که به هرکس که میرسی از نداری مینالد.مثلا وقتی از کسی پانصد تومان قرض میخواهی محال است نگوید کاش زودتر گفته بودی تا چند ساعت قبل داشتم اما حالا ندارم.یعنی همه انگار از واقعیت فرار میکنیم. کسی که کار میکند و مالیاتش را میپردازد و درآمد خوبی دارد چرا باید درآمد و ثروتش را انکار کند. اصلا پولدار بودن در دین اسلام هم تقبیح نشده است مگر تعدادی از امامان ما پولدار نبودند و کار اقتصادی نمیکردند.
پس با توجه به این صحبتهایی که مطرح کردید این فهرست را حقیقی میدانید؟چون ابتدای بحث نسبت به صحت آن ابراز تردید کردید و گفتید دقیقا ملاک انتخاب افراد را نمیدانید؟ پس با توجه به این صحبتها و اینکه تنها زن این فهرست سی نفره بودید میپذیرید که ثروتمندترین زن ایرانی هستید؟
نه من این فهرست را واقعی نمیدانم.
پس هشتمین میلیاردر ایرانی شما نیستید؟و ثروتمندترین زن ایران؟
خیر من هشتمین میلیاردر ایران نیستم و اساسا فهرست را هم واقعی نمیدانم بجز من هم خیلی از دوستانی که در این فهرست هستند اصلا در رده میلیاردر به آن معنا مطرح نیستند. بیشتر این افراد آدمهای مدیر، مدبر و زحمتکشی هستند اما به نظرم در حقشان کم لطفی شده است. آنها به غلط به عنوان میلیاردر معرفی شدهاند و زندگیشان تحت تاثیر این فهرست غیر واقعی قرار گرفته است.
شما هم همین طور بودید یعنی پس از اعلام این فهرست زندگیتان تحت تاثیر قرار گرفت؟
بله. همین الان اگر ایمیلم را به شما نشان دهم پر است از در خواست وام و کمک مالی. تعدادی از ایمیلهایی که برایم آمده است را نگه داشتهام، تلفنها را که نتوانستم ضبط کنم.
چه کسانی و از چه قشرهایی از شما درخواست کمک کردند؟
کسانی که قصد ازدواج داشته تا افرادی که قصد راهاندازی کسب و کار داشتند در این مدت با من تماس گرفتند. یعنی هر کس که به هر دلیلی به پول احتیاج داشت در این مدت با من تماس گرفت.
شما چه جوابی به آنها میدادید؟
من تقریبا پاسخ همه را دادم یعنی هیچ تماسی را نافرجام نگذاشتم حتی وقتی به دفترم زنگ زدند در اوج کار سعی کردم پاسخگویشان باشم.
به آنها کمک مالی هم کردید؟
خیر.
پس چه پاسخی به آنها دادید؟
به من میگفتند چون خیلی میلیاردر هستید به ما کمک کنید و من جواب میدادم من میلیاردر نیستم. ولی اگر فکر میکنید در جایگاهی که هستم میتوانم کمک کنم در خدمتم. بارها در این مدت برای افراد مختلف توضیح دادم که اگر فکر میکنید من صدها میلیارد تومان پول دارم اشتباه میکنید من نمیتوانم چکهایتان را پاس کنم.
یعنی مردم برای پاس کردن چکهای برگشتیشان هم با شما تماس میگرفتند؟
بله و من پاسخ میدادم چنین توانایی ندارم.ولی راهنماییشان میکردم مثلا
به کسی که قصد راه انداختن کاری جدید را داشت گفتم حاضرم مشاوره بدهم و
کمکت کنم و این کار را هم کردم. حتی یک بار پزشکی برایم ایمیل فرستاد و از
من خواست که برای تحقیقات پزشکی که قصد دارد دور دنیا انجام دهد کمکش کنم.
کمکش نکردید؟ چون همانطور که میدانید در همه جای دنیا افراد ثروتمند در کارهای عامالمنفعه شرکت دارند و حتی در مواردی این گونه که برای همه مردم منافع مشترک به دنبال دارد سرمایهگذاری میکنند اما این موضوع در ایران چندان عرف نیست؟
به هیچ عنوان با این کمکها مخالف نیستم و مطمئن باشید اگر چنین ثروتی داشتم حتما کمک میکردم و همین الان هم در سطح خودم چنین فعالیتهایی انجام میدهم.
چه فعالیتهایی؟
من به عنوان یک ایرانی مسلمان مثل خیلیهای دیگر عادت کمک به دیگران را دارم و اگر توانایی مالیام افرایش یابد قطعا این کمکها را نیز افزایش خواهم داد و هیچ بحثی در آن ندارم اما به همه کسانی که تماس میگرفتند هم میگفتم که من آن سوپر میلیاردری که فکر میکنید نیستم.
می دانید این فهرست سی نفره از سوی چه نهاد یا سازمانی تنظیم و انتشار داده شد؟
نه اصلا هم پیگیرش نشدم. چون کلا نگاه مثبت به موضوعات دارم فکر کردم حتما
نیت تنظیمکننده آن خیر بوده است.شاید نتیجهاش هم همین بود که الان با شما
صحبت میکنم و این موضوع را به همه میگویم یا به چند نفر با حرفهایم
توانستم کمک کنم.
درباره فهرست و چگونگی صحت و سقم آن هم برای کسانی که زنگ میزدند توضیح دادید؟
بله وقتی میپرسیدند توضیح میدادم. مثلا یکی از من میخواست در معامله
تجاری شریک مالیاش شوم.حتی یک نفر از من خواست شرایط تحصیلاش در کانادا
را فراهم کنم یعنی کارهای اقامتش را انجام دهم تا او هم بعدا در ازای این
کمک برای من کار کند یعنی طیف متفاوتی از درخواستهای کمک را دریافت کردم
که مجبورمی شدم در قبال هر یک توضیحی بدهم.

این تماسها شما را ناراحت میکرد؟
نه ! واقعا نه. چون احساس میکردم خیلیها اعتقادی زنگ میزنند و قصد سواستفاده یا نیت بدی ندارند.یک نفر از حرم امام رضا زنگ زد و گفت خوابت را دیدهام و حتی پشت تلفن هق هق گریه میکرد، هنوز هم وقتی یادش میافتم واقعا متاثر میشوم.این آدم بعد از صحبت با من گفت آنقدر انرژی گرفتهام که انگار همه خواستههایم را اجابت کردهای و توانستهای با ایدههایت راه را به من نشان دهی. خیی اوقات با این کمکها میتوان مشکلات افراد را حل کرد.
شما خودتان را یک آدم ثروتمند میدانید؟
من از محبت و عشق خیلی ثروتمندم.
از نظر مادی چطور؟ بالاخره شما صاحب یک شرکت حملونقل بینالمللی هستید؟
اولا اینکه یک آدم میتواند با هزار تومان احساس ثروتمندی کند و آدم دیگر با میلیاردها تومان چنین حسی نداشته باشد و احساس فقر کند. بنابر این تو هرگز نمیتوانی از من چنین سوالی بپرسی و پاسخت را بگیری. اما اگر از نظر صفرها بپرسی من یک زندگی عادی دارم. مثلا اگر امروز اراده کنم ماشینم را عوض کنم شاید نتوانم این کار را کنم. ولی چیزهایی را که دارم دربارهاش حرف میزنم و از کسی هم چیزی را پنهان نمیکنم. بعد از ۳۰ سال کار کردن این طبیعی است که من و همسرم که وارث میراث پدریمان هم بودهایم ثروتی اندوخته باشیم. ولی اضافه بر همه اینها زمانی میتوانی بگویی چه کسی از دیگری پولدارتر است که همه خود اظهاری درباره اموالشان کنند، در این صورت امکان مقایسه فراهم میشود.
در این فهرست آقای عسگر اولادی از نظر ثروت بالاتر از شما و محمد مهدی رئیس زاده پائینتر از شما قرار گرفتهاند؟ با توجه به این نکتهای که گفتید میدانید تفاوت ثروت شما با نفر بالایی و پائینیتان چقدر است؟
نه من چه میدانم. به دلیل اینکه هیچ وقت تاکنون اظهاری در این باره نکردهاند. البته آقای عسگر اولادی از معدود آدمهایی است که خیلی صادقانه و راحت درباره ثروتشان سخن میگوید، ولی در مورد همین آدم هم که درباره این موضوع صحبت میکند من دقیقا نمیدانم فاصلهام با ایشان در این فهرست چگونه ردهبندی شده است.
بعد از اعلام این فهرست در رفتار اطرافیان تان هم تغییری احساس کردید؟منظورم نزدیکان و دوستانتان است؟
بله تغییر مشخص دیدم. حتی دو سه نفری که فکر میکردم به من نزدیکند رسما با من برخورد کردند.
چه برخوردی؟
مثلا به من گفتند تو فکر میکردی ما احمق بودیم و نمیفهمیدیم. تو تمام این مدت از ما ثروتت را پنهان میکردی مردم که بیهوده از این حرفها نمیزنند و حتی حالت برخورد هم پیش آمد.
یعنی با کسی دعوایتان هم شد؟
بله یک نفر اصلا با من قطع رابطه کرد.
پس اعلام این فهرست برایتان دردسرساز هم شد؟
بله- فکر میکنم در مجموع از این قصه دوستانم خوشحال و دشمنانم ناراحت شدند. چون اگر کسی واقعا دوست من بود درست یا غلط باید از شنیدن چنین خبری خوشحال میشد، برای خودم هم دستاورد مثبتی داشت که توانستم دوستانم را الک کنم یعنی دوستان واقعیام را شناختم.
شنیدهام که قرار بوده معلم یا مترجم زبان شوید، ولی الان درست یا غلط به عنوان یک میلیاردر و البته رئیس شرکت حملونقل شناخته میشوید چه احساسی در این باره دارید؟
من قرار نبود معلم یا مترجم زبان شوم من مهندس عمرانم. من نمیدانم چرا این نکته الکی درباره من بزرگ شده است. من در بیوگرافیام هم گفتهام وقتی به ایران آمدم بعد از تحصیلاتم در یک شرکت به عنوان مترجم کارم را شروع کردم یعنی در یک مقطع زمانی از دانش زبانیام استفاده کردم و بر حسب اتفاق در آن شرکت که شرکت حملونقل بود به این صنعت علاقهمند شدم و کارم را در این رشته شروع کردم.
و بعد هم در این کار پیشرفت کردید و خودتان صاحب یک شرکت بزرگ شدید؟
من هم مثل خیلیها کمکم و پله پله در کارم پیشرفت کردم.من هم صنعت حملونقل را در ابتدای کارم علمی نمیشناختم، در حالی که این کار یک تخصص است و من هم بهتدریج در این صنعت متبحر شدم.
در این فهرست سی نفره شما به عنوان تنها ثروتمند زن حضور داشتید؟ این موضوع چقدر سخت بود؟ آیا یک میلیاردر زن بودن از یک میلیاردر مرد بودن سختتر است؟
شما یک طوری میگویید انگار اثبات شده من ثروتمندترین زن هستم و حالا باید بیایم و خودم را با مردان مقایسه کنم؟
به هر حال شما یک زن موفق و مرفه محسوب میشوید. این طور نیست؟و چون گفتید ثروت را یک ضد ارزش نمیدانید من واژه ثروتمند را به کار بردم؟
نه من اصلا نمیگویم ثروتمند هستم، نمیگویم هم نیستم. ولی در جامعه ما که هر کس داراییاش را از دیگری مخفی میکند چطور میتوانی بگویی این ۳۰ نفر بین ۷۴ میلیون نفر از همه پولدارترند.
شما گفتید پولدار بودن را ضد ارزش نمیدانید؟پس میتوان با همین فهرستها و اعلام دارایی افراد نگاه جامعه را هم تغییر داد، این طور نیست؟
در ایران به نوعی همه درباره ثروت شان پنهانکاری و مخفیکاری میکنند، ما در خانههایمان پنج پرده میزنیم که کسی خانهمان را نبینید و نفهمد که چه داریم و نداریم اینها بحثهای فرهنگی ماست.
اما به هر حال شما در این فهرست به عنوان تنها زن میلیاردر معرفی شدید، این به خود شما چه احساسی داد؟
من خودم این موضوع را سخت نگرفتم. نه نگران بودم که اداره مالیات به سراغم میآید نه نگران بودم چند جای دولتی من را محک میزند و ممیزیام میکند چون زندگیام واقعا شفاف است.
پس مشکلی برایتان پیش نیامد؟
خیر- من به هر حال یک آدم شاخص اقتصادی هستم، به همین علت تا نوه و نتیجهام هم که به دنیا بیایند زندگی شان مشخص است پس هیچ راهی برای پنهان کاری وجود ندارد. ولی من یکی دو روز اول چون درباره ماشین ام هم در خبرها آمده بود و چون ماشینم هم رنگ به خصوصی دارد شاید احساس میکردم نگاههای خاصی وجود دارد.البته نمیدانم شاید این تنها به دلیل حساسیت خودم بود.
ماشینتان چیست؟
مزدای صورتی
چرا مزدا؟ چرا صورتی؟
چرا صورتی نباشد.هر کس به چیزی علاقه دارد، کسی به خانه مجلل و دیگری به جواهر و من هم به ماشینم علاقهمندم. ماشینم را بدون عدد و رقم دوست دارم شکل مزدا را دوست داشتم که خریدمش.اگر پیکان هم داشتم شاید پیکان زرد میخریدم. به هر حال شغلم هم همین است من مدیر یک شرکت حملونقلم و طبیعی است بیشترین توجهام به ماشین باشد. همانطور که یک کفاش بیشتر از هر چیز به کفش توجه میکند.
ماشینتان در ایران تک است یعنی ماشین دیگری با این مدل و رنگ در ایران وجود ندارد؟
چرا هست. از گروه بهمن سوال کنید. این ماشین در ایران خط تولید دارد و وارداتی هم نیست.دلم میخواست تویوتای صورتی بخرم که در بازار نبود و در نتیجه این را خریدم.
هیچ وقت تصورش را هم میکردید که روزی چنین فهرستی منتشر شود و شما هم به عنوان ثروتمندترین زن ایرانی معرفی شوید؟
نه اصلا و خیلی هم تعجب کردم.
چه کسی اولین بار این خبر را به شما داد؟
روز جمعهای بود و در میهمانی با اقوام شرکت داشتیم. اولین بار یک نفر به موبایلم زنگ زد. نفر اول و دوم را جدی نگرفتم بعد دیدم طی یک ساعت ده نفر به من زنگ زدند و برخی با ناراحتی زیاد این خبر را به من دادند. البته برخی هم با ناراحتی برای من مثلا خواهرم گفت نکند برایت دردسر درست شود.
چه جوابی میدادید؟احساس ترس و خطر نمیکردید از این گفتهها؟
نه واقعا نمیترسیدم میگفتم چه کسی میخواهد مشکل ایجاد کند، مهم این است که یک مرجع قانونی برای بررسی اموال وجود دارد که آن مرجع هم به طور کامل زندگی من را میداند.
در ثروتتان با همسرتان شریکاید؟
ما هر چه داریم برای هردویمان است و با یکدیگر شریک هستیم.
همسرتان همکارتان است؟
ایشان هم شغل خصوصی خودشان را دارند.ولی نوع کارشان با من فرق میکند و هرگز هم شغل دولتی نداشتهایم.
خودتان عنوان میلیاردر بودن را دوست دارید یا دوست داشتید به عنوان یک زن دانشمند مطرح میشدید؟
البته من نه با معیارهای میلیاردر بودن میلیاردرم و نه با شاخصهای دانشمند بودن دانشمند، ولی اعتقاد دارم که کار آفرین هستم و هر کسی دوست دارد با همان چیزی که واقعا هست معرفی شود.
پس ترجیح میدادید که به عنوان یک زن کار آفرین معرفی میشدید؟
بله چون چیزی هست که بوده و هستم و در آینده هم خواهم بود.
چند فزرند دارید؟
یک دختر و یک پسر
دوست دارید در آینده دختر و پسرتان با چه عنوانی معرفی شوند: ثروتمندترین دختر یا پسر ایران یا دانشمندترین دختر و پسر کشور ؟
نه دوست ندارم فرزندانم با عنوان مسائل مادی مطرح شوند. همیشه هر چیز به حد کفایت خوب است، اما علم و خدمت است که بینهایت است و حد ندارد. دوست دارم فرزندانم عاشق کشورشان باشند.
حرف آخرتان؟
فقط درباره آن لیست امیدوارم انتشارش موجب شود که کمی ذهنیتهای کلیشهای جامعه وشکل ارزشگذاریها تغییر کند و مردم فکر نکنند ثروتمند بودن ارزش است یا بیارزشی.من مشکلی در این هم نمیبینم که ثروتمندان جامعه بهراحتی ثروتشان را اعلام کنند. ثروتمند بودن گناه نیست، همانطور که فقیر بودن گناه نیست.




